ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

سخن روز
امام علی (ع):
فى تَقَلُّبِ الاْحْوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ.
در تغییر و دگرگونى حالات و حوادث، فطرت و حقیقت اشخاص شناخته مى شود.
(شرح نهج البلاغه فیض الإسلام: ص 1183)
بیست و پنجمین حراج کریستیز دوبی سوم فروردین برگزار میشود زنده رودی؛ گرانترین هنرمند ایرانی
بیست و پنجمین حراج کریستیز دوبی با عنوان «هنر مدرن و معاصر خاورمیانه» ۳ فروردین ماه ۱۳۹۸برگزار میشود و امسال نیز در این حراج که سالهاست میزبان آثار برخی از هنرمندان ایرانی نیز هست ۱۲ هنرمند ایرانی با ۱۸ اثر در این حراجی حضور پیدا خواهند کرد. در این میان ۱۸ اثر از هنرمندان ایرانی همچون حسین زنده رودی، علی شیرازی، محمد احصایی، پرویز تناولی، منوچهر یکتایی، بهمن محصص، مارکو گریگوریان، فرهاد مشیری، ساسان بهنام بختیار، رکنی حائریزاده، شیرین علی آبادی و رضا آرامش نیز به فروش گذاشته خواهند شد. حسین زنده رودی که آثارش در حراجیهای ایرانی و خارجی با قیمتهای بالا به فروش میرسد و بارها توانسته رکورددار بالاترین قیمت فروش را به خود اختصاص دهد، در این دوره از حراج کریستیز دوبی نیز ۳ اثر ارائه داده که گرانترین اثر او در این دوره بین ۱۲۰ تا ۱۸۰ هزار دلار قیمتگذاری شده دو اثر دیگر او هم از ۱۰۰ هزار تا ۱۵۰ هزار دلار و ۷۰ تا ۹۰ هزار دلار برآورد قیمت شدهاند. نکته قابل توجه اینکه دو اثر از زندهرودی در رتبههای دوم و سوم آثار گرانقیمت این دوره از حراج قرار دارند. در بیست و یکمین حراج کریستیز دوبی تابلویی از حسین زندهرودی با قیمت ۳۰۷.۵۰۰ هزار دلار عنوان گرانترین اثر ایرانی و دومین اثر گران این حراجی را بهنام خود ثبت کرد. همچنین در دهمین دوره حراج تهران که دی ماه سالجاری برگزار شده بود، تابلویی از این هنرمند متعلق به سال ۱۳۴۹ به قیمت ۳ میلیارد و ۵۵۰ میلیون تومان به فروش رسید. فرهاد مشیری هم از دیگر هنرمندانی است که با ۳ اثر در این دوره از حراج کریستیز شرکت دارد و یکی از گرانقیمتترین آثار را در میان هنرمندان ایرانی ارائه داده است. یکی از آثار او گلدانی با جمله «رفتی تنهای تنها ولی عشقتو نبردی»، به قیمت ۱۳۰ الی ۱۸۰ هزار دلار قیمتگذاری شده است.فرهاد مشیری، بهمن محصص، پرویز تناولی، محمد احصایی و علی شیرازی نیز در حراج با آثاری در حوزه نقاشی، خوشنویسی و مجسمه حضور خواهند داشت.
گفتوگو با سعید رضوانی به بهانه انتشار پژوهش جدید «نوای کاروان» یک کشف تاریخی در شعر معاصر
بهنام ناصری
خبرنگار
طرح پژوهشی «بررسی و بازخوانی دستنوشتههای نیما یوشیج» که از سال 93 در فرهنگستان زبان و ادب فارسی آغاز شد، اخیراً منجر به کشفی شد که دستاورد بیسابقهای در تاریخ شعر فارسی محسوب میشود. این کار پژوهشی روی اسناد و دستنوشتههایی انجام میشود که فرزند نیما در دهه هفتاد شمسی به فرهنگستان زبان و ادب فارسی فروخته بود. بتازگی کتابی از سوی فرهنگستان منتشر شد بهنام «نوای کاروان» که دربرگیرنده نمونههایی از شعر بیوزن نیماست، چیزی که در گذشته نه تنها سابقه انتشار نداشته بلکه افکار عمومی و حتی صاحبنظران حوزه شعر هم از وجود شعر بیوزن در کارنامه نیما اطلاعی نداشتهاند. حتی شاگردان نیما و آنها که خودشان بعدها شعر بیوزن نوشتند، از وجود چنین نمونهشعرهایی از میان آثار نیما سخن نگفته بودند. درباره این شعرها و تجربه گردآوری آنها و اصولاً «نوای کاروان» با سعید رضوانی، گردآورنده کتاب، گفتوگو کردیم.
سعید رضوانی
عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی
آنچه در کتاب «نوای کاروان» اهمیت دارد، بیش از آنکه انتشار شعرهای جدیدی از نیما باشد، ارائه شعرهای بیوزن اوست. انگیزه شما هم از انتشار این کار توجه دادن بههمین جنبه بیسابقه بود یا قبل از کشف آنها هم قصد چاپ شعرهایی از او را داشتید؟
از نظر خودم هم مهمترین نقطه قوت کتاب من همین اتفاق بیسابقه ادبی است. نه تنها کسی تاکنون شعر بیوزن از نیما ندیده است، بلکه هیچ کس خبری هم از اینکه نیما شعر بیوزن داشته، نداده بود. میدانیم که آنچه راه دستهای بزرگ از پیروان نیما را از او جدا میکند، این است که آنها به سمت بیوزنسرایی رفتند و میدانیم که نیما حتی در جاهایی موضعگیریهایی هم علیه شعر بیوزن و قافیه داشته است. منبع این شعرها و همه شعرهایی که من در این کتاب و کتاب پیشین بهنام «صد سال دیگر» چاپ کردم، همه دستنوشتههای نیما یوشیج، محفوظ در فرهنگستان زبان و ادب فارسی است، یعنی همانهایی که شراگیم یوشیج در دهه هفتاد به فرهنگستان زبان و ادب فارسی فروخت. این را هم اضافه کنم که در تصحیح اشعار دفتر «صد سال دگر» آقای دکتر مهدی علیایی مقدّم با من همکاری داشتهاند.
یعنی نسخه دیگری از این اسناد جز فرهنگستان در جای دیگری مثلاً نزد آقای سیروس طاهباز موجود نبوده؟
نمیدانم آقای سیروس طاهباز با کدام نسخهها کار کردند. میدانم که ما در کتابخانه فرهنگستان شمار بسیار بالایی از اسناد و دستنوشتههای نیما را داریم که از جمله شامل بخشی از اشعار نیماست. من از میان آنها این اشعار منتشرنشده را در قالب کتاب گردآوری کردم و پیشتر هم با همکاری دکتر علیایی مقدّم دفتر اول از اشعار منتشرنشده نیما یوشیج را منتشر کرده بودیم. اینکه آقای طاهباز چه چیزی در اختیار داشتند و چه چیزی نداشتند، از حیطه اطلاعات من خارج است و نمیتوانم در مورد آن نظری بدهم.
شما به سبب کاری که انجام میدهید، مدتی با این اسناد سروکار داشتهاید. جدای از مسأله وزن، آیا ویژگی زیباییشناسانهای هم در این شعرهای بیوزن نسبت به کارهای موزون نیما دیدید که بتواند وجه تمایز این کارها در بوطیقای شعری نیما باشد؟
من در این کتاب دو نمونه از بیوزنسراییهای نیما ارائه دادهام. یکی از آنها شعری است بهنام «نوای کاروان» که من اسم این شعر را روی کتاب گذاشتم. «نوای کاروان» شعری است که به سیاق شعر سنتی، در عروض سنتی، شروع میشود و با سطرهایی بدون وزن ادامه پیدا میکند و با وزن نیمایی به پایان میرسد. بنابراین در این شعر، نیما سه نظام وزنی را کنار هم نهاده است. شعر دوم شعری است بهنام «تو با منی» که تماماً بیوزن است. اینکه آیا نمونههای دیگری هم از اشعار بیوزن در میان اسناد یافت خواهد شد یا نه هنوز نمیدانم و ادامه کار پژوهشی ما روی این اسناد آن را مشخص خواهد کرد. به هر حال کتابهای «نوای کاروان» و «صد سال دگر» که پیشتر منتشر شد، ماحصل کار پژوهشی ما تاکنون هستند.
درنگی بر وضعیت عکاسی امروز ایران به بهانه برپایی جشنواره تجسمی فجر غیاب مشهود عکاسی نگاتیو
علی فریدونی
عکاس و مدرس دانشگاه
چیزی که در بخش عکس جشنواره تجسمی فجر امسال دیدیم، جلوهای بود از آنچه در فضای عمومی عکاسی جریان دارد. بهطور کلی باید گفت که بعد از ظهور عکاسی دیجیتال، هنر عکاسی تغییر کرده است. مشکلی که در عکاسی ایران در این سالها وجود دارد، به نفس دیجیتالی شدن عکاسی مربوط نمیشود بلکه به تلقیهای بعضاً اشتباهی برمیگردد که بعضی از عکاسان عمدتاً جوان با این امکانات جدید از عکاسی پیدا کردهاند. بگذریم از اینکه من مثل خیلی دیگر از همکاران همنسلم معتقدم که عکاسی دیجیتال به لحاظ کیفی نتوانسته جای نگاتیو را بگیرد.
امروز دیگر مثل گذشته نیست که ابزار عکاسی کردن فقط دست عکاسان باشد. این مسأله باعث شده است که عکاسی با در اختیار داشتن امکانات آن یکی گرفته شود که این تلقی نادرستی نیست. ما نمیتوانیم هر کسی را که دوربین دستش بگیرد، عکاس بدانیم. عکاس باید نگاه هنری داشته باشد. اگر بخواهم نقش دیجیتالی شدن را در وضعیت عکاسی حال حاضر ایران توضیح بدهم باید بگویم که عکاسی دیجیتال تا حد زیادی روشهای اندیشیدن را از بچهها گرفته است. قبلاً وقتی عکاس نگاتیو میخواست دنبال یک سوژه فرهنگی، اجتماعی و... برود، قبل از آن کلی فکر میکرد و با برنامهریزی جلو میرفت. دوربین دیجیتال این نظم و اندیشه را تا حد نگرانکنندهای از جوانهای عکاس گرفته است. اخیراً در سفری که با تعدادی از همکاران عکاس اعم از همنسلان خودمان و جوانترها داشتیم، دوست جوانی با ما بود که شاید در طول دو روز چهار یا پنج هزار فریم عکس گرفت. دیدم بنده خدا قدرت انتخاب عکسهایی که خودش گرفته است را هم ندارد. پرسیدم چرا اصرار دارد این همه عکس بگیرد؟ برایش مثال زدم و توضیح دادم که این نوع برخورد با عکاسی چطور خلاقیت را کاهش میدهد.
من در دورههایی دبیر گروه عکس خبرگزاری ایرنا بودم. عکاسمان را به یک برنامه خبری میفرستادم. میدیدم با 500 فریم عکس برگشته و حتی قادر نیست از بین آنها 20 عکس خوب انتخاب کند. به نظرم آسانشدن شرایط عکاسی منجر به تنبلی فکری شده است. در حالی که در دوره عکاسی نگاتیو این تنبلی نبود و در نتیجه فضای خلاقتری برای عکاسی وجود داشت. عکاس دوره نگاتیو میدانست چه میخواهد و برای تکتک فریمهایش برنامه و ایده داشت و این متضمن افزایش خلاقیت در کار او بود. چیزی که بسیاری از عکاسان امروز که دوره قبل از دیجیتال را درک نکردهاند، فاقد آن هستند.
در زمان ما و قبل از ما، عکاسان خبری برای مراسمی که مثلاً با حضور رئیس جمهور برگزار میشد، گاهی حتی تنها 12 فریم عکس میگرفتند و از میان آنها هشت عکس را انتخاب میکردند که عکسهای خلاقی هم بود. یعنی ضریب خطا در میان 12 عکس تنها چهار عکس بود؛ اما حالا عکاس جوان ما نمیتواند از 500 عکسی که گرفته 20 عکس قابل قبول انتخاب کند.
آقای حسین شرکت که از پائین آمدن امام(ره) از هواپیما عکس گرفتند، دوربینشان یک نگاتیو 12 فریمی بود که ایشان در فاصله پائین آمدن امام از پلههای هواپیما تنها هشت عکس گرفتند که یکی از آنها همان عکس معروفی است که از 40 سال پیش تا امروز در خیابانها بنر میشود. عکسی که تماماً هنر عکاس است و نه امکاناتی مانند فتوشاپ و کولاژ دیجیتالی و کارهایی از این دست. اینها باید برای عکاسان جوان ما درس باشد. همانطور که ما هم از عکاسان قبل از خودمان درس گرفتیم.

عید اومده دوباره کلاه قرمزی تو راهه
یگانه خدامی
بعد از چند خبر و گمانه زنی درباره پخش شدن یا نشدن کلاه قرمزی در نوروز 98 و حتی جایگزینی برنامه عموپورنگ، بالاخره معاون سیما اعلام کرد کلاه قرمزی احتمالاً به نوروز میرسد.
البته این روال را هر ساله داریم. هربار میگویند کلاه قرمزی امسال نداریم و مردم از خبر ناراحت میشوند و دربارهاش حرف میزنند و مینویسند و بعد در دقیقه 90 میشنویم که چشممان به جمال کلاه قرمزی و رفقا روشن میشود.
بالاخره دیروز خیال طرفداران کلاه قرمزی راحت شد. البته تا حدودی. تا خبر احتمال پخش این برنامه محبوب منتشر شد خیلیها از ذوقی که از شنیدن این خبر داشتند نوشتند و از خبر استقبال کردند. البته ایراد از نحوه اطلاعرسانی هم چیزی بود که بین واکنشها و اظهارنظرها میدیدیم. به هرحال کلاه قرمزی محبوبترین چهره نوروز چند سال اخیر است و به راحتی نمیتوان از آن گذشت.
این هم واکنش کاربران ایرانی به کلاه قرمزی: رهام: «گفتن امسال احتمالاً کلاه قرمزی داریم با ۲۷سال سن باز برای دیدن کلاه قرمزی ذوق دارم»، مریم: «بالاخره کلاهقرمزی داره یا نداره؟ یه بار توی عمرتون یه خبر رو مثل آدم اعلام کنید.عجبا»، مهدیه: «امسال از شنیدن پخش سریال کلاه قرمزی ذوق زده نشدم واقعاً ترسناکه!»، دوزلی: «کلاه قرمزی میده. آخ جون.»، نسترن: «هیچی به اندازه اینکه احتمالاً کلاهقرمزی امسال پخش میشه نمیتونست منو انقدر خوشحال کنه.»، ساغر کیانی: «عید من فقط با کلاه قرمزی معنی پیدا میکنه»، آرتاس: «واقعاً کسی دغدغه کلاه قرمزی رو داره که به عید میرسه»، مانا: «باز نزدیک عید شد! کلاه قرمزی خواهد آمد یا خیر؟»، مریخی: «درسته گوشت قرمز نداریم ولی عوضش کلاه قرمزی داریم.».

رکوردشکنی بزرگ
برگزاری دادگاه بزرگترین فساد مالی نفت و گاز که به پتروشیمی گیت معروف شده دیروز حسابی فضای مجازی را تکان داد. رقم 6 میلیارد یورویی این پرونده و اینکه رکورد بابک زنجانی را شکسته است موضوعی بود که حسابی به آن پرداخته شد. همانطور که دیروز خواندید مرجان شیخ الاسلام آل آقا یکی از متهمان این پرونده است که الآن در کانادا به سر میبرد و دیروز هم به او و نقشش در این پرونده و اینکه در ایران نیست تا محاکمه شود و پاسخگو باشد پرداخته شد.
اینها بخشی از نظرات کاربران شبکههای مجازی درباره پتروشیمی گیت است. لیلا اصغری: «آخه کادوی عروسی ۶.۵ میلیارد یورو؟»، جعفر: «چیه الکی شلوغش کردید؟ همش شش میلیارد و ششصد میلیون یوروی ناقابل بود دیگه»، یوسف: «اخبار صداوسیما جوری از پتروشیمی گیت میگه که انگار به تازگی اتفاق افتاده. هیچ حرفی از سال اختلاس نمیزنه»، امیر سپه: «باور میکنید از صد تا خبر اختلاس مرجان شیخ الاسلام و پتروشیمى گیت فقط همون اول اصل خبرو خوندم و ریز ماجرا رو نخوندم.نمی تونم.عصبی میشم عرق میکنم داغ میشم.من خبرخون توان خوندنش رو ندارم.چه کردین؟!»، امیر: «کیفرخواست شیشصد و شصت و چهار صفحه یا چهارصدهزار صفحه، وقتی متهم در حال نوشیدن دوغ، در سواحل قناری است؟»، آریو برزن: «فقط مونده بود رکورد بابک زنجانی شکسته بشه که اونم به لطف پتروشیمى گیت شکسته شد.» آراس: «نامردا حداقل شلخته درو کنید»، ژاوی هانتر: «تو دادگاه پتروشیمی گیت یه تعدادشون دارن میخندن خلجی هم میخنده همسر و شریکش آل آقا هم میخنده فقط مردم باید گریه کنن»، وحید عظیمی: «نوک کوه یخ ناپدید شدن چندصد میلیارددلار درآمد نفتی دولت احمدینژاد در حال آب شدن است و با تصویب FATF مسائل مربوط به فساد سیستماتیک تا حدود بسیاری قابل شفافیت میشود.»، باریش: «6 میلیارد و ۶۰۰ میلیون یورو اختلاس کردن، کل جمعیت دنیا ۷ میلیارد نفره، یعنی فقط مبلغ این یه قلم اختلاس رو بین کل مردم دنیا تقسیم کنیم به هر نفر نزدیک یه یورو تعلق میگیره»، تنهای تنها: «دیگه باید به کانادا گفت بهشت اختلاسگران!».
به مناسبت سالروز شهادت امام هادی (ع) استمرار رسالت در شرایط دشوار
اسماعیل علوی
دبیر گروه پایداری
نیمه اول قرن سوم هجری با تحولات تازهای درعرصه رویارویی خلفای اسلامی با جانشینان رسول خدا(ص)مواجه بود. در این دوره خلفای عباسی پس از ناکامی در به کاربستن شیوههای پیچیده دوستی ریاکارانه وهمراهی ظاهری با اهل بیت پیامبر گرامی اسلام(ص)، دشمنی خود را با فرزندان رسول خدا(ص)وحاملان رسالت نبوی علنی کردند.نزدیک بودن ولادت حضرت مهدی، موعود جهانی(عج) از نسل پیامبر اکرم(ص) نیز بر دشواری شرایط میافزود. از این روسختگیریها واعمال محدودیتها علیه امامانی که در این دوره میزیستند شدت گرفت. این دوره که از اواخر امامت امام جواد(ع) آغاز شده بود در زمان امامت امام هادی(ع) تشدید شد، تا آنجا که آن حضرت(ع) در منطقهای نظامی – سامرا – تحت مراقبتهای ویژه به حصر عباسیان در آمد.از آنجایی که دمیدن روح رسالت در میان امت از جمله وظایف امامان معصوم و حرکت در این جهت مستلزم اقدامهای ایجابی و فعال با هدف حفظ و حمایت مستمر از رسالت است،امام هادی(ع) با توجه به شرایط جدید، ناگزیر از تعیین اولویتهایی بود تا دشمنیهای حاکمان با اصل دین وتعالیم پیامبر گرامی اسلام(ص)مؤثر واقع نشوند.
بدین منظور امام هادی(ع) با تبیین «خطبه غدیریه» و تعلیم «زیارت جامعه کبیره» دریچهای برای دریافت معارف اسلامی به سوی امت گشود تا در بزنگاههای دشوار تشخیص حق از باطل راهنما و هادی حقجویان حقطلب باشد. ویژگی بزرگ عصر امام هادی(ع)، نزدیکی زمان ولادت امام عصر، حضرت مهدی(عج) بود، موضوعی که عامه مسلمانان از آن باخبر بودند و خواص امت انتظار آن را میکشیدند و به معرفی رسول گرامی اسلام(ص) و اخبار متواتر بر همگان آشکار بود که امام عصر(عج) از نسل امام هادی(ع) خواهد بود. اعتقاد به ظهور منجی، همواره منبع الهام مسلمانان بوده و نور امید و هدایت را بر دل آنان میتاباند. از طرف دیگر، در دل حاکمان ستمگر که به ناحق بر اریکه خلافت مسلمین تکیه زده بودند، ترس و وحشت ایجاد میکرد. چنین بود که خلفای جور عباسی به منظور جدایی انداختن میان حامل رسالت محمدی(ص) و امت، به رغم محصور کردن آن حضرت(ع) جاسوسان زیادی را موظف کردند تا اخبار روزانه از آن حضرت را به آنان برسانند. بدین ترتیب عملاً دوران غیبت صغری به معنای دسترسی نداشتن آسان به امام معصوم از دوران امامت امام هادی(ع) آغاز شد و شیعیان جهت دریافت پاسخ سؤالهای خود ناچار شدند به وکیلان آن حضرت مراجعه کنند. امام هادی(ع) با سازماندهی به تشکیلات وکیلان ضمن عادت دادن مسلمانان به ارتباط غیرمستقیم با امام معصوم، امت را برای دوران غیبت کبری آماده کردند. حلقه وکیلان به عنوان حلقه اتصال میان شیعیان و امام عمل میکردند و امام هادی(ع) از طریق آنان و با شیوههای ابتکاری، آموزههای مکتب را تعلیم میفرمودند. روش و نحوه سلوک امام هادی(ع) با گماردگان و درباریان، موجب نفوذ معنوی آن حضرت بر عوامل دستگاه حاکمه شد و کسانی هم از میان آنان پیرو آن حضرت شدند. این موضوع المعتز خلیفه وقت عباسی را بشدت نگران کرد و وی برای جلوگیری از نفوذ بیشتر آن حضرت، دست به جنایت بزرگی آلود و امام هادی(ع) را در 42 سالگی به شهادت رساند. شهادت امام هادی(ع) بر عموم مسلمانان تسلیت باد.

پروژه جدید «کریستوفر نولان» با الهام از ساخته «هیچکاک»
جدیدترین پروژه سینمایی «کریستوفر نولان» بزودی مقابل دوربین میرود و گفته میشود یک فیلم دلهرهآور و عاشقانه است. به گزارش اسکرین رَنت، این فیلم جدید که هنوز نامی برای آن انتخاب نشده قرار است از ماه ژوئن مقابل دوربین برود و به عنوان آمیزهای از فیلم «آغاز» ساخته «نولان» و «شمال از شمال غربی» به کارگردانی «آلفرد هیچکاک» توصیف شده است و جدیدترین پروژه سینمایی «نولان» پس از فیلم موفق جنگی «دانکرک» محسوب میشود. این فیلم جدید نیز همچون فیلم «آغاز» از فناوری «آیمکس» برای فیلمبرداری استفاده خواهد کرد تا تماشاچی را هر چه بیشتر به چندین لایه درون فیلم فرو ببرد. نکته جالب آن است که این فیلم یک اثر دلهرهآور/ رمانتیک است، گونه سینماییای که خیلی با فضای فیلمهای «نولان» همخوانی ندارد.
او که ساخت فیلم در ژانرهای مختلف از اقتباس از کتابهای مصور تا داستانهای علمی تخیلی را در کارنامه دارد در پروژه جدید خود فضایی متفاوت را تجربه خواهد کرد. کمپانی برادران وارنر که از سال ۲۰۰۲ توزیع تمام ساختههای «نولان» شامل «بیخوابی»، «پرستیژ»، «بینستارهای»، «بتمن آغاز میکند»، «آغاز»، «شوالیه تاریکی»، «شوالیه تاریکی برمیخیزد» و «دانکرک» را بر عهده داشته است اعلام کرده فیلم جدید «نولان» نیز برای اکران در سال ۲۰۲۰ آماده خواهد بود.
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
اخبار این صفحه
-
سخن روز
-
زنده رودی؛ گرانترین هنرمند ایرانی
-
یک کشف تاریخی در شعر معاصر
-
غیاب مشهود عکاسی نگاتیو
-
عید اومده دوباره کلاه قرمزی تو راهه
-
رکوردشکنی بزرگ
-
استمرار رسالت در شرایط دشوار
-
پروژه جدید «کریستوفر نولان» با الهام از ساخته «هیچکاک»
اخبارایران آنلاین




































